تبلیغات
ساحل عشق - اشعار طنز
 
ساحل عشق
درباره وبلاگ


شب به کوی عشقم و روز در ویرانه ای

دل همی گوید بیا باهم بسازیم خانه ای

یار اگـــر پرسید نشــان منزل مـارا بگو

عاشقان کی خانه دارند جز دل دیوانه ای



مدیر وبلاگ : (محمد )
مطالب اخیر
پیوندهای روزانه
پیوندها
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

دیشب یه پشه نیشم زد
پاشدم دنبالش کردم
بالاخره گوشه اطاق خفتش کردم!
اومدم بکشمش!


یهوگفت: بابا !!


راست میگفت:من باباش بودم!
آخه خون من تو رگاش بود!
تا صبح تو بغل هم گریه کردیم!


پی نوشت : اصلا به کجای این دنیا بر میخوره که ما یکم بخندیم هان؟

 


"سال آزار و مردم آزاری"

سال غوغا و ترس سالاری
رفت و مردم هنوز در دلشان
پر درد است و خشم، انگاری

سال 88 رفت و هنوز
کوپن یونجه ها نشد اعلام
گاو مشتی حسن که بیچاره
کشکی کشکی! محارب و اعدام

سال 88 که شد آغاز
گفت یک شعر، سیدی باهوش
"گاو اقبال باشد و دولت!"
باز رحمت به سال گربه و موش

سال گاو و هزار بدبختی
هسته هولو شکسته توی گلو
گاو با حکم نحوه ی مصرف
بی خیال سه قلو، چار قلو

گاو سالار قصه ها این بار
شاخ در آخمان فرو کرده
چون که شد پاره آخ بیچاره
جای وصله ورا اتو کرده

سال گوساله وار هر چه که بود
تلخ و شیرین و زشت و زیبا رفت
ماده گاوی که شیر او خشکید
ناتوان مانده و سر زا رفت

گاو هم رفت و نوبت ببر است
نخورد ببر سبزه های زمین
اگر امسال رای مان خوردند
سال دیگر چه هست حربه ی دین؟

 

شیره را از حبه ی انگور سرقت می کنند
شهد را از لانه ی زنبور سرقت می کنند


دست مالیدم به خود، چیزی سر جایش نبود!
سارقان بی پدر بدجور سرقت می کنند!


احتیاجی نیست از دیوار و در بالا روند
سارقان با "کنترل از دور" سرقت می کنند


عده ای راحت میان مبل خود لم می دهند
از طریق عده ای مزدور سرقت می کنند


روز روشن، زنده ها را از میان کوچه ها
مرده را هم نیمه شب از گور سرقت می کنند


برق را از سیم ها و آب را از لوله ها
دود را از حقه ی وافور سرقت می کنند


می برندت سوی خلوت، می کنندت پشت و رو
با زبان خوش نشد با زور سرقت می کنند!


جای اینکه سکه ای در کاسه ی کوری نهند
کاسه را هم از گدای کور سرقت می کنند


نیست چون تفریح و شادی توی این شهر بزرگ
عده ای تنها به این منظور سرقت می کنند!


خواستم دنبال مأموری روم، دیدم ولی

سارقان در پوشش مأمور سرقت می کنند...

 

کاریکاتورهای زیبا و مفهومی

شکر ایزد فن آوری داریم
صنعت ذره پروری داریم


از کرامات تیم ملی مان
افتخارات کشوری داریم


با " نود" حال می کنیم فقط
بس که ایراد داوری داریم


وزنه برداری است ورزش ما
چون فقط نان بربری داریم


می توانیم صادرات کنیم
بس که جوک های آذری داریم


برف و باران نیامده به درک
ما که باران کوثری داریم !


گشت ارشاد اگر افاقه نکرد
صد و ده تا کلانتری داریم


خواهران از چه زود می رنجید
ما که قصد برادری داریم


ما برای ثبات اصل حجاب
خط تولید روسری داریم


چاقی اصلا اهمیت دارد
ما که ژل های لاغری داریم؟


ما در ایام سال هفده بار
آزمون سراسری داریم


این طرف روزنامه های زیاد
آن طرف دادگستری داریم


جای شعر درست و درمان هم
تا بخواهی دری وری داریم !


چند تا شعبه بانک و دانشگاه
بین مریخ و مشتری داریم


به حقوق بشر نیازی هست
ما که اصل برابری داریم ؟


حرف هامان طلاست سی سال است
قصد احداث زرگری داریم


اجنبی هیچکاک اگر دارد
ما جواد شمقدری داریم


خنده اصلا به ما نیامده است
بس که مداح و منبری داریم


تا بدانند با بهانه ی طنز
از همه قصد دلبری داریم


هم کمال تشکر از دولت
هم وزیر ترابری داریم !

 

Amorim-Brazil

مرا هست کفشی ز عصر حجر / که میراث مانده ز جد پدر

شریک غمش بوده و شادیش / به پا کرده در جشن دامادیش

خدایش بیامرزد آن زنده یاد / که از خود هم این ارث بر جا نهاد
چو هی میبرم پیش هر پینه دوز / ز مغزش پریده است برق و فیوز!

بود چون که جان سخت چون کرگدن / بپوشم به هر گاه و بیگاه من
هر آنچه ز وزنش گویم کم است / که سنگین چنان کله رستم است

ز پایم بود چند سانتی گشاد / چو پاپوش افراسیاب و قباد
مرتب به پایم لخ لخ کند / ندارد چو کف پای من یخ کند

ز بس خورده اقسام واکس و پماد / مرا رنگ اصلش نیاید به یاد
ولی من ز بابای جنت پناه / شنیدم که رنگش بوده سیاه

بسی نعل خورده است بر تخت آن / شاه سم قاطر پادگان!
به هر سوی آن خورده صد دانه میخ / فرو میرود توی پایم چو سیخ

همی‌ترسم آخر به جرم قاچاق / که مامور گردد برایم براق
که این جزو آثار تاریخی است / چرا که خطوط تهش منحنی است

اگر عمر باقی است، سال دگر / سپارم من آن را به امواج بحر
که تا همچو زورق همراه باد / رود گویی اصلا ز مادر نزاد

و یا میزنم واکس بر رویه‌اش / گذارم سپس داخل موزه‌اش